عادت عمل را رشد دهید.

این نکات کلیدی را تمرین کنید.
۱- فعال گرا باشید. شخصی باشید که کارها را انجام میدهد. اهل عمل باشید نه اینکه اقدامی نکنید.
۲- منتظر نمایید تا شرایط کامل شود هرگز این گونه نخواهد شد.انتظار مواقع و مشکلات آینده را داشته باشید و هنگام بروز آنها را حل کنید.
۳- به یاد داشته باشید ایده ها به تنهایی باعث موفقیت نمی شوند ایده ها تنها زمانی ارزش دارند که به آنها عمل کنید.
۴- برای درمان ترس و به دست آوردن اعتماد به نفس عمل کنید کاری که از آن می ترسید را انجام دهید و این گونه ترس ناپدید میشود و این کار را امتحان کنید و نتیجه را ببینید.
۴- موتور ذهنی خود را از لحاظ فنی روشن کنید منتظر نمانید تا روحیه شما را به حرکت درآورد اقدام کنید تأمل کنید و شما روحیه را به حرکت درآورید.
۵- برحسب حال فکر کنید فردا هفته آینده بعداً و کلمات مشابه اغلب با کلمه شکست یعنی هرگز هم معنا هستند فرد همین الآن شروع میکنم باشید.
۶- به کسب و کار خود بپردازید – سریع برای آمادگی جهت اقدام وقت خود را تلف نکنید و در عوض عمل کنید
۷- ابتکار عمل را به دست بگیرید مبارز باشید توپ را بردارید و بدوید. داوطلب باشید نشان دهید که توانایی و جاه طلبی انجام دادن را دارید. دنده را بزنید و به راه بیفتید.

دوستی را نمی‌شود با پول خرید.

دوستی را نمی‌شود با پول خرید و اگر سعی کنیم آن را با پول بخریم، به دو روش ضرر می‌کنیم:
1. پول‌مان را هدر می‌دهیم.
2. خودمان را تحقیر می‌کنیم.
در برقراری روابط دوستانه همیشه پیش قدم باشید ـ رهبران همیشه این کار را می‌کنند. این یک کار آسان و معمولی است که به خودمان بگوییم: «بگذار آنها پیشقدم شوند»، «بگذار اول آنها زنگ بزنند»، «بگذار اول آنها شروع کنند». بنابراین، نادیده گرفتن افراد نه تنها در عمل کار آسانی است بلکه، کار راحت و عادی است. اما طرز فکر درستی نسبت به انسان‌ها نیست. اگر همیشه انتظار داشته باشید که دیگران دست دوستی به سمت شما دراز کنند، در این صورت نمی‌توانید دوستان زیادی داشته باشید. در واقع، یکی از نشانه‌های رهبر واقعی اینست که در برقراری روابط دوستانه با دیگران همیشه پیش قدم می‌شود. مهم‌ترین فردی که در جمع حضور دارد، کسی است که برای معرفی خودش بیشتر از همه مشتاق است.

اگر به دیگران کمک کنید تا احساس مهم بودن کنند چنین احساسی به شما برمیگردد.

به یاد داشته باشید که تعریف و تمجید از دیگران، به منزله قدرت است: از تعریف و تمجید رئیستان به نفع خودتان بهره‌برداری کنید. تقدیر و تحسین را به زیردستان خود منتقل کنید، در این صورت آنها تشویق خواهند شد که بازدهی خود را افزایش دهند. هنگامی که افتخارات خود را با دیگران سهیم می‌شوید، زیردستانتان پی می‌برند که شما از صمیم قلب برای آنها ارزش قائلید. در اینجا تمرین روزانه‌ای ارایه می‌شود که به طور شگفت‌انگیزی نتیجه‌بخش است. هر روز از خودتان بپرسید: «امروز برای خوشحال کردن همسر و خانواده‌ام چکار می‌توانم بکنم؟» این کار ممکن است خیلی ساده به نظر برسد، اما به طور حیرت‌انگیزی مؤثر و کارآمد است.

امام على عليه السلام : ما ذَلَّ، مَن أحسَنَ الفِكرَ.

امام على عليه السلام : ما ذَلَّ، مَن أحسَنَ الفِكرَ
كسى كه انديشه اش نيكو باشد ، خوار نگردد.

طرز فکر ما نشانگر عملکرد ما می‌باشد. نگرش‌ها آینه‌های ذهن هستند. آنها افکار ما را منعکس می‌کنند.

بهترین خودتان باشید.

در هر کاری که انجام می‌دهید سعی کنید بهترین و درجه یک باشید. اگر غیر از این عمل کنید، برایتان گران تمام خواهد شد.

نام افراد را صحیح تلفظ کنید.

انسان‌ها را با اسمشان صدا بزنید. تولیدکنندگان باهوش هر سال تعداد زیادی کیف، قلم، کتاب مقدس و صدها اقلام دیگر را تنها با نوشتن نام خریداران در روی آنها به فروش می‌رسانند. مردم دوست دارند که به اسم صدا زده شوند زیرا این کار به آنها دلگرمی و روحیه می‌دهد. دو نکته مهم را همیشه به خاطر داشته باشید: نام افراد را صحیح تلفظ کنید و بنویسید. اگر نام کسی را غلط تلفظ کنید یا غلط بنویسید، تصور می‌کند که اهمیتی برایش قائل نیستید.

أُشْکُرْ مَنْ أَنْعَمَ عَلَیْکَ

امام صادق(ع) فرمود: أُشْکُرْ مَنْ أَنْعَمَ عَلَیْکَ ؛ از آن کسی که به تو نعمت رسانده، تشکّر کن.

قدردانی و تشکر کردن را تمرین کنید. همیشه به دیگران بفهمانید که قدردان کمک‌ها و کارهایی هستید که آنها برای شما انجام می‌دهند. هرگز اجازه ندهید که کسی احساس کند کمک کردن به شما وظیفه‌اش بوده است.

کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت.

شهرت و افتخار را برای خود نگه ندارید، از آنها بهره‌برداری کنید. چند وقت پیش در یک انجمن فروش یک روزه به عنوان مهمان شرکت داشتم. عصر همان روز، بعد از شام، معاون مدیر که مسئول بخش فروش آن شرکت بود، هدایایی را به دو مدیر بخش، یکی خانم و یکی آقا، که سازمان‌های تحت نظارتشان بیشترین رکورد فروش را در سال گذشته ثبت کرده بودند، اهدا کرد. سپس مدیر از هر کدام از آنها خواست که در یک سخنرانی پانزده دقیقه‌ای به کل حاضران در آنجا شرح دهند که چطور سازمان‌شان به چنین موفقیت بزرگی دست یافته است. اولین مدیر بخش (که بعداً فهمیدم که تنها سه ماه است به این سِمت منصوب شده و بنابراین در موفقیت سازمان سهم اندکی (دارد) از جا برخاست و در مورد موفقیت‌اش صحبت کرد. او می‌خواست این احساس را به ما منتقل کند که تنها به خاطر تلاش‌های او بود که میزان فروش تا این حد افزایش یافته و از حرف‌هایی مثل «هنگامی که این سِمت را بر عهده گرفتم، چنین و چنان کردم»؛ «اوضاع کاملاً بهم ریخته بود ولی من به آن سر و سامان دادم»؛«کار آسانی نبود اما توانستم اداره امور را بدست بگیرم و اجازه ندادم کنترل از دستم خارج شود»، در لابه‌لای سخنانش استفاده کرد. در حین حرف زدن او، من می‌توانستم رنجش و دلخوری را در چهره فروشندگانش ببینم. آنها تحت‌الشعاع افتخار و موفقیت شخصی مدیر نادیده گرفته شده بودند. زحمات و سختکوشی آنها که سبب افزایش میزان فروش شده بود، کاملاً نادیده گرفته شده بود. سپس دومین مدیر از جایش برخاست تا سخنرانی کوتاهی انجام دهد. اما این خانم از یک رویکرد بسیار متفاوت استفاده کرد. اولاً، او شرح داد که موفقیت سازمانش در نتیجه تلاش‌های خالصانه فروشندگانش حاصل شده است. سپس از تک تک آنها خواست که برخیزند و همان جا شخصاً از زحمات آنها تقدیر و تشکر کرد. به این تفاوت توجه کنید؛ اولین مدیر، تمامی افتخارات و موفقیت‌ها را تنها به خودش اختصاص داد و با این کار سبب رنجش افرادش شد. او سبب دلسرد شدن فروشندگانش شد. دومین مدیر، افتخار و موفقیت سازمانش را به فروشندگانش منتقل کرد تا اینکه آنها بتوانند عملکرد بهتری داشته باشند.

چند روش ساده برای بهتر کردن محیط اجتماعی‌تان.

چند روش ساده برای بهتر کردن محیط اجتماعی‌تان:
1. با گروه‌های جدید معاشرت و رفت و آمد کنید. محدود کردن محیط اجتماعی‌تان به یک گروه کوچک سبب ایجاد کسالت، بی‌حوصلگی، خستگی، نارضایتی و ملالت می‌شود؛ به سازمان‌های جدیدی ملحق شوید، محیط اجتماعی خود را گسترده‌تر کنید. در این صورت، افراد متنوع همانند چیزهای متنوع دیگر به زندگی شما رنگ و بوی مطبوعی داده و بُعد وسیعی به آن می‌دهند. این یک غذای خوب برای ذهن است.
2. دوستانی را انتخاب کنید که طرز فکر و نگرششان متفاوت از طرز فکر شماست. در این عصر مدرن، انسان‌های کوته فکر و تنگ‌نظر تقریباً آینده‌ای ندارند. مسئولیت‌ها و سِمت‌های مهم برای کسانی است که بتوانند هر دو روی سکه را ببینند. با مخالفان خود ارتباط برقرار کنید. فقط اطمینان حاصل کنید که آنها افراد باظرفیتی می‌باشند.
3. دوستانی را انتخاب کنید که فراتر از مسائل پیش پا افتاده و بی‌اهمیت فکر می‌کنند. افرادی که به جای توجه کردن به ایده‌ها و افکار شما و لذت بردن از گفتگو کردن با شما، مشغله ذهنی‌شان متراژ خانه شما یا چیزهایی که دارید یا ندارید می‌باشد، آدم‌های بدبخت و کوته فکری هستند. از حریم روحی و روانی خود محافظت کنید. دوستانی را انتخاب کنید که به مسائل مثبت علاقمند هستند؛ دوستانی که واقعاً می‌خواهند موفقیت شما را ببینند. دوستانی را پیدا کنید که شما را در رسیدن به اهداف و آرمان‌هایتان تشویق می‌کنند. اگر این کار را نکنید، اگر آدم‌های کوته‌فکر و تنگ‌نظر را به عنوان دوستان صمیمی خود انتخاب کنید، خودتان هم به تدریج تبدیل به یک آدم کوته‌فکر خواهید شد.

فکر سنّتی، دشمن شماره یک فردی است.

تفکر سنّتی، دشمن شماره یک فردی است که به برنامه موفقیت شخصی خلاقانه علاقمند است. تفکر سنّتی ذهن انسان را منجمد می‌کند؛ جلوی پیشرفت انسان را می‌گیرد و مانع از گسترش قدرت خلاقانه می‌شود. در اینجا سه روش برای مبارزه با این نگرش ارایه می‌شود:
۱. پذیرای ایده‌های جدید باشید. از ایده‌های جدید استقبال کنید. با این افکار نفرت‌انگیز مبارزه کنید: «نتیجه نمی‌دهد»، «کارساز نیست»، «بی‌فایده است» و «احمقانه است».
۲. همه چیز را آزمایش و تجربه کنید. سنّت‌شکن باشید. کتاب‌های جدید بخوانید، فیلم‌ها و نمایش‌های جدید را تماشا کنید، دوستان جدید پیدا کنید، از یک مسیر تازه به سر کارتان بروید،
۳. پیشرو باشید، نه دنباله‌رو. نگویید: «در جایی که سابقاً کار می‌کردم، از این روش برای انجام کارها استفاده می‌کردیم، بنابراین در اینجا هم باید از این روش استفاده کنیم.» بلکه بگویید: «چطور می‌توانیم این کار را بهتر از آنچه که سابقاً انجام می‌دادیم انجام دهیم؟» افکار سنتی، ارتجاعی و دنباله‌رو نداشته باشید بلکه افکار پیشرو و راهگشا داشته باشید.

تفکر خلاقانه یعنی یافتن روش‌های جدید و کارآمد برای انجام دادن کارها.

تفکر خلاقانه یعنی یافتن روش‌های جدید و کارآمد برای انجام دادن کارها ـ پاداش مربوط به هر نوع موفقیت ـ موفقیت در منزل، در محل کار و در جامعه ـ بستگی دارد به یافتن روش‌هایی برای انجام دادن بهتر کارها. حالا بیایید ببینیم در مورد توسعه و تقویت توانایی‌مان برای تفکر خلاقانه چکار می‌توانیم بکنیم؟
گام اول: باور داشته باشید که می‌توانید کار مورد نظرتان را انجام دهید. در اینجا یک حقیقت اساسی وجود دارد: برای انجام هر کاری، شما باید در ابتدا باور داشته باشید که می‌توانید آن را انجام دهید. باور کردن به اینکه می‌توان کاری را انجام داد، ذهن را برای یافتن راهی به منظور انجام آن به فعالیت وامی‌دارد. وقتی به چیزی باور داشته باشید، ذهن شما راه‌هایی برای انجام آن پیدا خواهد کرد. وقتی که به غیرممکن بودن چیزی باور دارید، ذهن شما به جستجوی دلایلی می‌گردد که این مطلب را اثبات کند. باور داشتن به اینکه انجام کاری غیرممکن است، یک تفکر ویرانگر و مخرب است. این نکته برای تمامی شرایط، چه بزرگ و چه کوچک، اِعمال می‌شود.

خواستن، توانستن است.

باور داشته باشید که می‌توانید از عهده کارها برآیید. این جمله، اساس تفکر خلاقانه است.
از طریق ایمان و باور قلبی قدرت خلاقانه در شما ایجاد می شود.
۱. کلمه «غیرممکن» را از دامنه لغات افکار و گفتار خود حذف کنید. طرز فکری چون «این کار غیرممکن است»، زنجیروار افکار دیگری را در تأیید آن تولید می‌کند.
۲. در مورد یک چیز خاصی که می‌خواهید انجام دهید اما تصور می‌کنید که نمی‌توانید فکر کنید. فهرستی از دلایلی را که نشان‌ می‌دهند شما می‌توانید این کار را انجام دهید تهیه کنید. بسیاری از ما صرفاً به دلیل تمرکز کردن بر روی دلایل عدم توانایی خود، آرزو و اشتیاق خود را سرکوب کرده و نابود می‌کنیم، در حالی که تنها چیزی که ارزش این را دارد که ذهنمان را به آن معطوف کنیم، دلایل توانایی مان می باشد.

با بزرگ فکر کردن بزرگ شوید.

امام على عليه السلام : الفِكرُ في الخَيرِ ، يَدعُو إلَى العَمَلِ بهِ.
انديشه كردن در خوبيها ، انگيزه به كار بستن آنها مى شود.

۱. خودتان را دست‌کم نگیرید: از تحقیر کردن و کوچک شمردن خود دست بردارید. بر روی موهبت‌ها و استعدادهایی که دارید تمرکز کنید. شما بهتر از آن چیزی هستید که فکر می‌کنید.
۲. اصطلاحات و واژگان افراد بزرگ‌اندیش را بکار گیرید. از کلمات بزرگ، شادی‌آور و نورانی استفاده کنید.
۳. نگرش و دیدگاه خود را وسیع‌تر کنید. آنچه که اکنون است را نبینید بلکه آنچه که در آینده می‌تواند باشد را ببینید. تمرین کنید که به انسان‌ها، چیزها و به خودتان ارزش بدهید.
۴. دید وسیعی نسبت به کارتان داشته باشید. به این فکر کنید که شغل فعلی‌تان اهمیت دارد و ترفیع شما در آینده تا حد زیادی وابسته است به تصوری که شما از شغل فعلی‌تان دارید.
۵. فراتر از مسائل پیش پا افتاده بیندیشید. تمرکز کنید بر اهداف بزرگ. قبل از آنکه درگیر مسائل بی‌اهمیت و پیش پا افتاده شوید، از خودتان بپرسید: آیا واقعاً ارزشش را دارد؟

ارزش افزوده

یاد بگیرید برای خودتان ارزش قائل شوید. هر روز با خودتان یک مصاحبه انجام دهید. از خودتان بپرسید: «امروز چکار می‌توانم برای باارزش‌تر کردن خود انجام دهم؟» خودتان را آنگونه که هستید تجسم نکنید، بلکه آنگونه که می‌توانید در آینده باشید تجسم کنید.

آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند.

یاد بگیرید که به انسان‌ها ارزش زیاد بدهید. هنگامی که در زندگی‌تان هر روز با موفقیت‌های بیشتری مواجه می‌شوید، در کار خود بیش از پیش با مردم سر و کار پیدا می‌کنید. بپرسید: «چکار می‌توانم انجام بدهم تا اینکه زیردستانم ارزش بیشتری پیدا کنند؟ به یاد داشته باشید که برای اینکه بتوانید در یک انسان بهترین خصوصیات را ببینید، باید بهترین چیزها را برای او تجسم کنید.

ببینید چه می تواند باشد.

متفکران بزرگ آموخته اند تا فقط آنچه هست را نبینند بلکه آنچه می تواند باشد را ببینند. تجسم ارزش هر چیزی را چند برابر می‌کند. یک فرد بزرگ‌اندیش همواره در ذهنش تجسم می‌کند که در آینده چه چیزی می‌توان انجام داد. او اسیر زمان حال نیست.

توصیف واژگان مثبت

از کلمات و عبارات مثبت و شاد برای توصیف احساسات خود استفاده کنید. وقتی کسی از شما می‌پرسد: «امروز حالتان چطور است؟» و شما با جملاتی چون «خسته‌ام (سردرد دارم، کاش امروز پنج‌شنبه بود، حالم زیاد خوب نیست)»، در واقع احساس کسالت و ناراحتی بیشتری می‌کنید. این روش را تمرین کنید: این یک کار خیلی ساده است اما قدرت فوق‌العاده‌ای دارد. هر وقت کسی از شما پرسید: «چطورید؟» یا «امروز حالتان چطور است؟» اینگونه جواب دهید: «خیلی خوبم! ممنون، شما چطورید؟» یا بگویید: خوبم! ممنون، شما چطورید؟» یا بگویید: «عالی هستم» یا «خوبم. بگویید که در هر شرایطی خوب و عالی هستید، در این صورت کم‌کم شروع خواهید کرد به داشتن احساس عالی‌تر و بهتر. به عنوان فردی مشهور باشید که همیشه شاد و سرحال است تا اینکه بتوانید دوستان زیادی را اطرافتان گرد آورید.

موفقیت یا کامیابی هدف زندگی ماست!

موفقیت به معنای آزادیست: رها شدن از اضطراب‌ها، نگرانی‌ها، ترس‌ها، یأس و ناامیدی‌ها، شکست‌ها و ناکامی‌ها. موفقیت به معنای داشتن عزت نفس، مدام احساس خوشبختی کردن، از زندگی خود راضی بودن و قادر بودن به کمک کردن به افرادی که مسئولیت‌شان بر دوش ماست می‌باشد.
موفقیت یعنی پیروزی!

قیمةُ کُلَّ امریء ما یحسِنُه.  

قیمةُ کُلَّ امریء ما یحسِنُه.

ارزش هر کس به چیزی (کاری و هنری) است که آن را نیکو می داند (انجام می دهد.)"نهج‌البلاغه "

انجام کار درست وجدان شما را راضی نگه می دارد و این مسئله اعتماد به نفس ایجاد می کند. وقتی کاری را انجام دهید که اشتباه است دو اتفاق منفی رخ می دهد اول از همه احساس گناه می کنیم و این احساس گناه اعتماد به نفس را سلب می کند. دوم، افراد دیگر دیر یا زود پی می برند و اعتمادشان را نسبت به ما از دست می دهند. برای اینکه با اطمینان فکر کنید، مطمئن عمل کنید.

إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّهَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ.

امام علی علیه السلام فرمودند:
إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّهَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ.
از هر کاری که ترسیدی خود را در آن بینداز زیرا رنجی که در اثر نگاهداشتن خود از آن چیز به تو می رسد بزرگتر از چیزی است که تو از آن می ترسی.

اقدام ترس را درمان می‌کند. از طرف دیگر بلاتکلیفی و به تعویق انداختن، ترس را بارور می کند.

فقط افکار مثبت را در بانک حافظه سپرده گذاری کنید.

فقط افکار مثبت را در بانک حافظه سپرده گذاری کنید. افراد ناموفق مدام به موقعیت های ناخوشایند فکر می کنند. آن ها ذهن خود را از این شرایط دور نمی کنند. شب ها این وضعیت های ناخوشایند آخرین چیزی است که درباره آن فکر می کنند. افراد موفق در سپرده گذاری افکار مثبت در بانک حافظه خود تخصص دارند. اگر هر روز صبح قبل از رفتن به محل کار یک مشت خاک برمی داشتید و در میل لنگ ماشین خود می ریختید ماشین شما چه عملکردی داشت؟ آن موتور خوب خیلی زود خراب می شد و قادر نبود کاری که شما می خواهید را انجام دهد. افکار ناخوشایند و منفی سپرده گذاری شده در ذهن هم به همبن صورت به ذهن شما تأثیر می‌گذارند افکار منفی باعث فرسودگی و ساییدگی بی مورد موتور ذهنی شما می شوند. آنها باعث ایجاد نگرانی و خشم و احساس حقارت می شوند. آنها شما را کنار جاده می گذارند در حالی که دیگران رانندگی می کنند.

سه روش آسان برای درمان بهانه تراشی هوشی

۱- هرگز هوش شخصی خود را دست کم نگیرید و هرگز هوش دیگران را بیش از حد ارزیابی نکنید. خود را ارزان نفروشید.
۲- روزانه چندین بار به خود یادآوری کنید "نگرش های من مهم تر از هوش من است." در محل کار و خانه نگرش های مثبت را تمرین کنید.
۳- به یاد داشته باشید که توانایی تفکر ارزشمندتر از توانایی به خاطر سپردن حقایق است.