عَوِّد نَفسَکَ حُسنَ النِّیَّةِ وَ جَمیلَ المَقصَدِ، تُدرِک فى مَباغیکَ النَّجاحَ

امام علی علیه السلام می‌فرمایند:
عَوِّد نَفسَکَ حُسنَ النِّیَّةِ وَ جَمیلَ المَقصَدِ، تُدرِک فى مَباغیکَ النَّجاحَ
خودت را به داشتن نیّت خوب و مقصد زیبا عادت ده، تا در خواسته ‏هایت موفق شوى

اگر تغییرات کوچک را به طور مداوم تکرار کنیم، می‌توانند تغییر بزرگی در ذهن (و زندگی‌مان) به وجود آورند. ذهن ناخودآگاه شما تمایل زیادی دارد که مقرون‌به‌صرفه کار کند و به همین دلیل است که عادت را می‌سازیم. وقتی که شما در طول زمان رفتاری را تکرار می‌کنید، ذهنتان می آموزد که آن روند را به‌طور خودکار انجام دهد. بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر است که کاری را به صورت خودکار انجام دهید تا اینکه هربار بخواهید به طور دستی گزینه‌هایتان را سبک سنگین کرده و برای انجام کاری تکراری، دوباره تصمیم‌گیری کنید. اگر می‌توانید در مورد چیزی سریعاً تصمیم‌گیری کنید، احتمالاً از روی عادت است، با وجود آنکه ممکن است فکر کنید فعالانه تصمیم گرفته‌اید. به عبارتی دیگر
این تصمیم را چند وقت پیش گرفته بوده‌اید.مغزهایی کند تغییر، ولی باثبات مغز انسان به کندی تغییر می‌کند ولی باثبات است؛ از روال کاری و چارچوبی برخوردار است که به آن اجازه می‌دهد همواره واکنشی مداوم به جهان نشان دهد. داشتن ذهنی با سرعت تغییر پایین، می‌تواند گاهی خسته‌کننده باشد اما در کل بسیار سودمند است. تصور کنید چه می‌شد اگر شخصیت شما و زندگی‌تان در عرض یک شب تغییر می‌کرد؟- احتمالاً سر به بیابان می‌گذاشتید. هنگامی که بتوانید عادت‌های سالم جدیدی را به وجود بیاورید، همه چیز برایتان آسان‌تر خواهد شد. به جای آنکه خود را درگیر نبردی کشدار با ذهنتان کنید، می‌توانید هر روز صبح عادت‌هایی مانند به موقع از خواب برخاستن، خوردن صبحانه‌ای سالم و رفتن به باشگاه را تکرار کنید. می‌توانید با کمی تلاش، بهترین کارها را انجام دهید. چنین چیزی برای بسیاری افراد مانند یک رویاست. آنها فقط نیمه‌ی تاریک ثبات را می‌شناسند: اینکه چطور ذهنشان مجبورشان می‌کند هله هوله بخورند، تلویزیون تماشا کنند، سیگار بکشند و ناخن‌هایشان را بجوند. اما عادت‌های خوب به همان شدت هیجان‌انگیزند که عادت‌های بد وحشتناک‌اند.

مقایسه کردن

هر زمان که دیدید مشخصات خوب بقیه را با نواقص خودتان مقایسه می کنید، یا در اندیشه ی رفع این نقیصه در خودتان هستید، به خودتان نهیب بزنید. ایست. شما به صورت موثری در حال آسیب زدن به خودتان هستید و این اصلا منصفانه نیست. به جای آن نگاه به کاری که هم اکنون می کنید، فکر کنید و از انجام آن شاد باشید. کار شما می تواند شگفت آور باشد، قدردان هدیه ی اکنون باشید که به راستی یک معجزه است. به مواردی فکر کنید که خودتان را با دیگران و کارهایی که می کنند مقایسه کرده اید. تصاویر این افراد از کجا در ذهن شما نقش بسته است؟ شبکه های اجتماعی؟ اخبار، مجلات، تلویزیون، فیلم های سینمایی؟

ناامیدی

به بیان هانا آرنت:

«آنچه باعث تغییر می‌شود امید نیست، ناامیدی است»

و به زبان نیچه:

«امید پلیدترین پلیدی‌هاست»، زیرا به رنج و عذابِ بیهوده‌ی انسان‌ دامن می‌زند، به راستی چه امیدهایی که پشت رنج‌های مدام ما پنهان شده‌اند.

ناامیدی می‌تواند ما را به این فهم برساند که واقعیت تغییرناپذیر است

پس می‌توانیم به جنگ با واقعیت خاتمه دهیم

و به تغییر خویش روی بیاوریم

تا این تغییر پایانی بر رنج‌هایمان باشد.

مراقب ایدال‌ها و انتظارات خود باشید.

زندگی ما سریالی از خیالبافی ها، ایده آلها و انتظارات است اما متاسفانه، اغلب از داشتن آنها آگاه نیستیم. همه ی ما خیال پردازی می کنیم و این تصورات می توانند بسیار زیبا باشند اما مساله این است که زندگی بر پایه ی خیال پردازی نیست. واقعیت زندگی ما شگفت آور است. اما تا زمانی که خودمان را با توهمات مقایسه می کنیم،شگفتی آن به چشم نمی آید. اگر انتظار خیال از واقعیت داشته باشیم، شگفتی آن به سرعت فروکش می کند. این دلیل اصلی ناشاد بودن با خودمان، زندگی مان و دیگران است.
خیال پردازی همچنین دلیل جستجوی شادی در عوامل خارجی است، خیال می کنیم که اگر این تصورات به واقعیت تبدیل شوند، چقدر زندگی ما عالی خواهد شد. اگر آنها را داشته باشیم، چقدر خوشحال خواهیم شد اما این حقیقت ندارد و وقتی که به آنها می رسیم (غذا، لباس جدید و غیره) ناگهان ارزش خود را از دست می دهند و آن طور که امید داشتیم ما را شاد نمی کنند ولی یاد نمی گیریم که: "ما به یک خیال پرداز تبدیل شده و در این دایره سرگردانیم"

اینو یه جا بزن جلو چشمت باشه.

که تو هیچ مسئولیتی دربرابر چیزی که مردم میگن باید به دست بیاری نداری. تو هیچ مسئولیتی، تکرار میکنم، هیچ مسئولیتی که شبیه انتظارات اون‌ها باشی نداری. اینو با خودت تکرار کن و بعد از یه عمر به دوش کشیدن انتظارات دیگران بارش رو زمین بذار و سبک‌ شو. این اشتباه اوناست نه تقصیر تو.

چطور دوباره اعتماد را به دست آوریم؟

ما نیاز به یادگیری برخی مهارتها داریم.
۱- بپذیرید که شکست، دلیلی برای قضاوت کردن خودتان نیست.
این پذیرش قلبی اهمیت زیادی دارد و اگر هیچ چیز دیگری یاد نگیرید، این پذیرش، یک راه حل قطعی است.
۲- خودتان را برای اشتباهات گذشته ببخشید.
۳- قولهایی به خودتان بدهید و روی آن بمانید.
این گام زمان بر است، زیرا اعتماد یک شبه بر نمی گردد. قولهای کوچک به خودتان بدهید، هر چقدر کوچکتر، بهتر.
۴- کار در زمان های سخت را یاد بگیرید.
همیشه زمان هایی وجود دارد که دوست ندارید کاری بکنید، تمایل به انصراف از ادامه ی مسیر دارید، حس شروع دوباره را پس از یکی دو روز رخوت از دست داده اید. نخست مشخص کنید که دلیل آن کمبود انگیزه است و نیاز به تلاش بیشتری دارد. دوم افکار منفی و تردید آمیز در مورد توانایی هایتان و یا توجیه و بهانه تراشی را تشخیص دهید و به آنها گوش نسپارید. سوم با خود بگویید که تمام نیاز شما برای انجام کار، انگیزه ی بیشتر است.
چهار گام. نه خیلی آسان و نه آنقدر سخت که از عهده ی آن بر نیایید. می توانید به خودتان اعتماد کنید و عادتهای جدید شکل دهید و به آنها بچسبید و زمانی که اعتماد خود را به دست آوردید، دیگر هیچ چیز جلو دارتان نیست.
عاشق خودتان باشید.
یکی از بزرگترین جلوه های ترس ما از خوب و کامل نبودن، باورهای ما در مورد کاستی های جسمی مان است. افراد بسیار کمی از اندام یا جسم خود راضی هستند.