دکترهای حاذقی در چین و ژاپن به من توصیه کردند سه چیز را رعایت کنم. اول اینکه غذا که می‌خورم سیر نشده از سر سفره بلند شوم، دوم اینکه حرص نخورم اصلا انگار دنیا وجود ندارد. ولی من می‌گویم مگر می‌شود؟ اما آنها اعتقاد دارند اگر می‌خواهید عمر طولانی داشته باشید، باید دنیا را بی‌خیال شوید. سومین توصیه این بود که حتما میان روز نیم ساعت چرت بزنم. من هیچوقت روزها را نمی‌خوابم. ولی به اجبار الان این کار را می‌کنم. وزیر امور خارجه چین هم در یک ضیافت شام به من این توصیه‌ها را کرد. سن و سالش بیش از ۸۰ سال بود. از او پرسیدم چطور می‌خواهی نود سالگی را درک کنی؟ این توصیه‌ها را در پاسخ به سوال من گفت.
نزد یک فرد دیگری که معتقد به خدا بود رفتم و او هم به جز این توصیه‌ها به من گفت که خدا را هم در زندگی و کارم در نظر بگیرم. روزی هم با آیت الله ابوالقاسم خویی در عراق دیدار کردم. به من گفت اگر حرفی به تو بزنم گوش می‌دهی؟ گفتم گوش می‌دهم ولی قول نمی‌دهم که عمل کنم. گفت هر روز صبح یک برگه یادداشت بردار هر کاری که آن روز انجام می‌دهی را روی آن برگه بنویس. خوب و بد را ثبت کن. شب که به خانه آمدی آنها را نگاه کن و با وجدانت خلوت کن. در واقع یک نامه اعمال دنیوی برای خودت درست کن. فردای آن روز سعی کن کارهایی که نمی‌پسندی را انجام ندهی. اگر این کار را انجام دهی سعادتمند می‌شوی. اگر معتقد به امام هستی امام ناظر توست، اگر معتقد به خدایی خدا ناظر توست و اگر معتقد به هیچ کدام نیستی، وجدانت ناظر توست. اگر توانستی این کار را کنی زندگی ات را تضمین کرده‌ای و نمی‌میری. زندگی من هم الان همینطور است. سعی می‌کنم به توصیه‌ها عمل کنم. اعتقاد دارم به اینکه دیروز گذشته، فردا هم نیامده، بنابراین باید در حال زندگی کنم. توصیه حضرت علی (ع) هم همین است